اپلیکیشن آدینه اَرَد
برای android
اپلیکیشن khamenei.ir
برای android
اپلیکیشن khamenei.ir
برای iOS

آدینه | پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه اَرَد

پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه اَرَد
آدینه | پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام جمعه اَرَد

حجة الاسلام والمسلمین سیدرضا شاهچراغ :: امام جمعه بخش ارد
.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

پیام های کوتاه
آیه روز

حدیث منتخب
اوقات شرعی اَرَد
لوگوهای حمایتی
لینک دفتر مراجع تقلید و علماء عظام
آخرین نظرات

تناسب معنایی آیات قرآن

| چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۰ ق.ظ

یکى دیگر از ویژگى‏هاى قرآن،وجود تناسب معنوى میان آیات هر سوره است،گرچه یک جا نازل نگشته و به صورت پراکنده با فاصله‏هاى زیاد یا کم نازل شده‏باشند.زیرا پراکندگى در نزول آیات که به جهت مناسبت‏هاى گوناگون بوده-طبیعتا-اقتضا مى‏کند میان هر دسته آیاتى که به مناسبتى نازل گشته با دسته دیگر که‏به مناسبت دیگرى نازل گشته است،رابطه و تناسبى وجود نداشته باشد،و این‏پراکندگى در نزول بایستى در چهره مجموع آیات هر سوره به خوبى هویدا باشد.
درصورتى که با دقتى که دانشمندان-به ویژه در عصر اخیر-در محتواى سر تا سر هرسوره انجام داده‏اند به این نتیجه رسیده‏اند که هر سوره هدف یا هدف‏هاى خاصى‏را دنبال مى‏کند که جامع میان آیات هر سوره است و امروزه به نام‏«وحدت‏موضوعى‏»در هر سوره خوانده مى‏شود،همین وحدت موضوعى است که وحدت‏سیاق سوره را تشکیل مى‏دهد و مساله اعجاز در همین نکته است که پراکندگى درنزول،عدم تناسب را اقتضا مى‏کند،با آن که تناسب و وحدت سیاق در هر سوره به خوبى مشهود است و بر خلاف مقتضاى طبع پراکندگى در نزول مى‏باشد!
دانشمندان بر این مدعا دلایلى دارند از جمله تفاوت در عدد و کمیت آیات‏سوره‏ها است.این تفاوت در عدد آیات هر سوره نمى‏تواند اتفاقى باشد،زیرا اتفاقى‏بودن یعنى نسنجیده و عارى از حکمت و بدون سبب بودن است و صدور هر گونه‏عمل حساب نشده از فاعل حکیم ممتنع است.سوره‏هاى قرآن بیش‏تر به طور کامل‏نازل گشته،به ویژه سوره‏هاى کوتاه،سوره‏هاى دیگر که آیات آن‏ها در طول مدت وپراکنده نازل گشته است،با نزول « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ »آغاز مى‏گردید،و هر آیه یاآیاتى که پس از آن نازل مى‏گشت،با دستور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به دنبال آیات پیشین ثبت‏مى‏گردید،تا بسم الله دیگرى نازل گردد که پایان سوره قبل و آغاز سوره بعد را اعلام‏نماید.لذا مقدار عدد آیات هر سوره و ترتیبى که میان آیه‏هاى هر سوره وجود دارد،تماما توقیفى است و با دست وحى و دستور پیامبر انجام گرفته است.
اکنون این سؤال مطرح است که این اختلاف عدد در آیات سوره‏ها براى‏چیست؟پاسخ درست همان است که یادآور شدیم:هر سوره هدفى را دنبال‏مى‏کند که با پایان یافتن بیان هدف،سوره پایان مى‏یابد و اختلاف در عدد آیات هرسوره معلول همین علت است.این اختلاف هرگز به صورت اتفاقى و بدون سبب‏معقول انجام نگرفته است و همین جهت است که وحدت موضوعى یا وحدت‏سیاق هر سوره را تشکیل مى‏دهد،یعنى میان آیات هر سوره یک رابطه معنوى وتناسب نزدیک وجود دارد.
مفسرین متاخر به این حقیقت پى برده‏اند و در پى آنند تا به اهداف ویژه هرسوره دست‏یابند و تا حدودى نیز پیش رفت کرده‏اند،از جمله،علامه طباطبایى ونیز سید قطب که در مقدمه تفسیر هر سوره طبق برداشت‏خود،هدف آن را مختصراتوضیح مى‏دهد.یکى از شاگردان وى به نام‏«عبد الله محمود شحاته‏»کتابى به نام‏«اهداف کل سورة و مقاصدها»تالیف نموده و سعى بر آن داشته که اهداف هر سوره‏را مشخص نماید که تا اندازه‏اى هم موفق گردیده است.او از سوره بقره شروع کرده‏و تا سوره جاثیه ادامه داده و مجموعا در 45 سوره این هدف را دنبال کرده است.
وى در مقدمه کتاب خود مى‏گوید:«پیشینیان به این امر اهمیت فراوان داده و مقاصد هر سوره در قرآن را تبیین کرده‏اند،از جمله فیروز آبادى(متوفاى 817) کتابى به نام‏«بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز»تالیف نموده،که مجلس‏اعلاى شؤون اسلامى در قاهره با تحقیقى که استاد«محمد على نجار»بر آن انجام‏داده آن را به چاپ رسانید.
در آغاز قرن اخیر شیخ محمد عبده صاحب تفسیر المنار،همین نظریه را دنبال ومساله‏«الوحدة الموضوعیة للسوره‏»را مطرح کرده و اصرار دارد که فهم هدف هرسوره کمک شایانى است‏به مفسر تا به طور دقیق به مقاصد سوره پى ببرد و به‏معانى آیه آیه‏هاى هر سوره نزدیک شود.شاگرد وى سید رشید رضا در تفسیرالمنار،این نظر استاد را به خوبى توضیح داده است.دیگر مفسران عصر حاضر ازهمین روش الهام گرفته‏اند،مانند استاد مصطفى مراغى.استاد محمودشلتوت تفسیرى دارد که 10 جزء قرآن را فرا گرفته و همت گماشته تا اهداف هرسوره و اغراض و مقاصد آن‏ها را بیان نماید.
استاد شحاته مى‏گوید:مرحوم استاد سید قطب در این راستا سعى فراوان‏مبذول داشته و نظرى نافذ در این راه به خرج داده که احاطه کامل خود را در فهم‏اهداف سوره‏ها نشان داده است،و نیز استاد دیگرش دکتر محمد عبد الله دراز دردانش گاه پیش از تفسیر هر سوره در این باره تاکید داشته و این ذهنیت را که قرآن‏مجموعه‏اى از گفته‏ها و اندیشه‏هاى پراکنده است،به شدت رد مى‏نمود و مى‏گفت:
با دقتى که دانشمندان اسلامى امروزه انجام داده‏اند،به خوبى روشن گردیده که هرسوره داراى تنظیم خاص و از نظم و ترتیب ویژه‏اى برخوردار است،که با یک‏مقدمه شیوا شروع مى‏گردد،سپس به مقاصد عالیه خود مى‏پردازد و با یک‏جمع بندى کوتاه خاتمه مى‏یابد.[1]
لذا استاد محمد عبد الله دراز مى‏گوید:«از همین جا نتیجه مى‏گیریم که قرآن باآن که به مقتضاى مناسبت‏هاى خاص و در زمان‏هاى متفاوت نازل گردیده،در عین‏حال وحدت منطقى و ادبى خود را حفظ کرده و این بزرگ‏ترین شاهد بر اعجاز قرآن‏است‏.» [2]
استاد محمد محمد مدنى-ریاست دانشکده الهیات در ازهر- نیز بر این مساله‏تاکید دارد و دقت در فهم مقاصد هر سوره را بهترین راه براى فهم معانى آیات‏دانسته است.او مى‏گوید:«تا منظر عام سوره را با دید باز ننگرى،هرگز نتوانى به‏درک جزئیات ترسیم شده در پهناى سوره دست‏یابى‏».این مطلب با ارزش را درمقدمه تفسیر سوره نساء بیان داشته و آن را با نام‏«المجتمع الاسلامى کما تنظمه‏سورة النساء،جامعه اسلامى آن گونه که سوره نساء ترسیم کرده‏»یاد کرده است.[3]
دکتر محمد محمود حجازى در این زمینه کتابى دارد به نام‏«الوحدة الموضوعیة‏فی القرآن الکریم‏»که به سال (1390 ه و 1970 م) به چاپ رسیده و به تفصیل سخن‏گفته است.
خلاصه،متاخرین در این باره تاکید دارند که هر سوره داراى یک جامعیت‏واحدى است که در انسجام و به هم پیوستگى آیات نقش دارد و اولین وظیفه‏مفسر،پیش از ورود به تفسیر آیات،به دست آوردن آن وحدت جامع حاکم بر سوره‏است تا به خوبى بتواند به مقاصد سوره دست‏یابد.
به علاوه،علماى بلاغت از دیر زمان،«حسن مطلع‏»و«حسن ختام‏»در هر سوره‏را از جمله محسنات بدیعى قرآن دانسته‏اند،بدین ترتیب که هر سوره با مقدمه‏اى‏ظریف آغاز مى‏گردد و با خاتمه‏اى لطیف پایان مى‏یابد.گویند:ضرورت بلاغت‏اقتضا مى‏کند که سخنور سخن خود را با ظرافت تمام به گونه‏اى آغاز کند که هم‏آمادگى در شنونده ایجاد کند و هم اشارتى باشد به آن چه مقصود اصلى کلام است.
این نحو شروع در سخن با نام‏«براىٔت استهلال‏»خوانده مى‏شود،یعنى ورزیدگى وهنرمندى در جلب نظر شنونده در آغاز سخن.ابن معصوم-ادیب تواناى معروف‏گوید:«و قد اتت جمیع فواتح السور من القرآن المجید على احسن الوجوه و ابلغهاو اکملها [4] ،تمامى آغاز سوره‏هاى قرآن به بهترین وجهى این نکته بنیادین بلاغت رارعایت کرده است‏.»
ابن اثیر نیز در این باره،ابتداى سوره‏هاى قرآنى را به عنوان‏بهترین شاهد مثال یاد مى‏کند. [5]
درباره‏«حسن ختام‏»ابن ابى الاصبع گوید:«لازم است که متکلم سخن خود را بالطافت کامل پایان بخشد،زیرا این آخرین جملاتى است که اثر آن در ذهن شنونده‏باقى مى‏ماند.لذا باید سعى کند تا با شیواترین و پخته‏ترین عبارت‏ها،سخن خود راخاتمه دهد.»آن گاه به تفصیل،به تک تک سوره‏ها پرداخته و شیوایى خاتمه هر یک‏را از دیدگاه‏«علم بدیع‏»روشن مى‏سازد.[6] علماى بلاغت اتفاق نظر دارند،که خاتمه‏سوره‏ها هم چون افتتاح آن‏ها،در نهایت لطافت و ظرافت انجام یافته است.ابن‏معصوم گوید:«خواتیم السور کفواتحها واردة على احسن وجوه البلاغة و اکملها ممایناسب الاختتام‏.»آن گاه خاتمه برخى سوره‏ها را بر مى‏شمرد و حسن آن را ارائه‏مى‏دهد، سپس مى‏گوید:«و تامل سائر خواتیم السور تجدها کذلک فی غایة الجودة‏و نهایة اللطافة‏.» [7]
جلال الدین سیوطى در زمینه حسن افتتاح و حسن ختام سوره‏ها-در کتاب‏بزرگ قدرش‏«معترک الاقران‏»-به درازا سخن گفته و از استادان سخن دان،گوهرهاى‏تابناکى در این باره ارائه داده است. [8]  در جلد 5 کتاب‏«التمهید»فشرده مطالب یادشده را با ذکر شواهد و مثال آورده‏ایم. [9]
اکنون این پرسش پیش مى‏آید:آیا مى‏شود،کلامى با مقدمه‏اى شیوا و خاتمه‏اى‏زیبا،مقصودى بس والا در میان نداشته باشد؟این همان نکته‏اى است که متاخرین‏بدان پى برده‏اند.استاد بزرگوار علامه طباطبایى بر این نکته اصرار دارد که هر سوره‏صرفا مجموعه‏اى از آیات پراکنده و بدون جامع واحدى نمى‏باشد،بلکه یک‏وحدت فراگیر بر هر سوره حاکم است که پیوستگى آیات را مى‏رساند.مساله‏«وحدت موضوعى‏»یا«وحدت سیاق‏»در هر سوره-که از قرائن کلامیه به شمارمى‏رود-از همین جا نشات گرفته است. علامه مى‏فرماید:«ان لکل طائفة من هذه‏الطوائف من کلامه تعالى-التى فصلها قطعا قطعا و سمى کل قطعة سورة-نوعا من‏وحدة التالیف و الالتئام لا یوجد بین ابعاض من سورة،و لا بین سورة و سورة.و من‏هنا نعلم ان الاغراض و المقاصد المحصلة من السور مختلفة،و ان کل واحدة منهامسوقة لبیان معنا خاص و لغرض محصل لا تتم السورة الا بتمامه.» [10]
این که خداوندهر دسته از آیاتى را جدا از دسته دیگر قرار داده و نام سوره بر هر یک نهاده،شاهد براین است که یک گونه انسجام و پیوستگى در هر مجموعه وجود دارد،که در قسمتى‏از یک مجموعه و یا میان هر سوره و سوره دیگر،آن پیوستگى خاص وجود ندارد.
از این‏رو در مى‏یابیم که اهداف و مقاصد مورد نظر در هر سوره با سوره‏هاى دیگرتفاوت دارد،هر سوره براى بیان هدف و مقصد خاصى عرضه شده که پایان‏نمى‏یابد مگر با پایان یافتن آن هدف و رسیدن به آن مقصد.
وى پیشاپیش هر سوره،فشرده‏اى از مطالب گسترده آن را بیان داشته و با این‏اقدام شایسته،از راز بزرگى که در متن سوره‏ها نهفته است پرده برداشته و جهشى‏ارزنده به جهان تفسیر بخشیده است.جزاه الله عن القرآن خیر الجزاء.
ما به عنوان نمونه،از انسجام و به هم پیوستگى آیات سوره حمد و نظم طبیعى‏هفت آیه آن و نیز از مقدمه و اهداف و خاتمه سوره بقره که حاکى از نظام طبیعى‏خاصى است،در حد توانایى بحث کرده‏ایم.[11] با تامل و دقت در هر سوره،این‏انسجام و جامعیت‏حاکم به خوبى مشهود است.
امام فخر رازى درباره آیات پایانى سوره بقره و پیوند آن‏ها با مطالب مطرح شده‏در متن سوره گوید:«و من تامل فی لطائف نظم هذه السورة و فی بدائع ترتیبها،علم‏ان القرآن کما انه معجز بحسب فصاحة الفاظه و شرف معانیه،فهو ایضا معجزبحسب ترتیبه و نظم آیاته.و لعل الذین قالوا انه معجز بحسب اسلوبه ارادوا ذلک.الاانی رایت جمهور المفسرین معرضین عن هذه اللطائف،غیر متنبهین لهذه الامور.»[12]  ،هر که در ظرافت نظم این سوره-بقره-تامل کند و بدایعى-هنر جالب-که در ترتیب‏آیات آن رعایت‏شده مورد توجه قرار دهد،خواهد یافت که قرآن همان گونه که ازلحاظ فصاحت الفاظ و شرف و بلنداى معانى معجز است،بر حسب ترتیب و نظم‏آیات آن نیز معجز است.و شاید کسانى که اعجاز قرآن را بر حسب اسلوب گفته‏اندهمین را خواسته‏اند. ولى-متاسفانه-مى‏بینم که بیشتر مفسرین از این نکته غفلت‏ورزیده‏اند و بدان توجهى ننموده‏اند.
آن گاه گفته شاعر را یاد آور مى‏شود: «و النجم تستصغر الابصار رؤیته و الذنب للطرف لا للنجم فی الصغر، ستارگان را گر چه دیدگان ما کوچک مى‏بیند،گناه از دیدگان است نه در ستارگان‏که کوچک مى‏نمایند».

تذکر لازم:
برخى علاوه بر تناسب آیات،مساله تناسب سوره‏ها را نیز مطرح‏ساخته و خواسته‏اند ترتیب موجود میان سوره‏ها را توقیفى بدانند.بلکه برخى ازاین فراتر رفته آن را حکمت‏بالغه الهى گرفته،شاهدى بر اعجاز قرآن در ترتیب‏سوره‏ها دانسته‏اند.[13]
برهان الدین بقاعى(متوفاى 885)تفسیر گسترده‏اى دارد به نام‏«نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور»که به افراط در این زمینه سخن گفته و از حداعتدال بیرون رفته است.مطلب را ازآن جا شروع مى‏کند که تناسب میان‏«استعاذه‏» و«بسمله‏»در آن است که‏«استعاذه‏»با حرف‏«الف‏»شروع مى‏شود و اشاره به‏ابتداى آفرینش است،ولى‏«بسمله‏»با حرف‏«باء»که حرف‏«شفوى‏»است‏شروع وبا حرف‏«میم‏»ختم مى‏شود که اشاره به‏«معاد»است.پس استعاذه و بسمله مبدا ومعاد را فرا گرفته‏اند.به علاوه،یک تناسب دورانى میان آخر قرآن(که به دو سوره‏معوذتین ختم مى‏شود)و ابتداى قرآن که با«استعاذه‏»شروع مى‏شود،قایل شده،که‏هرگاه کسى بخواهد در تلاوت قرآن،آخر آن را به اول آن وصل کند،این تناسب‏رعایت‏شده است.[14] آن گاه در بیان پیوستگى سوره‏ها به یک دیگر سخنان بسیارى‏گفته که عموما فاقد دلیل و تعجب بر انگیز است.
شگفت آورتر،معاصر وى جلال الدین سیوطى،با آن ذکاوت و تیز نظرى-باآن که کار بقاعى را ناپسند خوانده-خود رساله‏اى به نام‏«تناسق الدرر فی تناسب‏السور»نگاشته و در عرضه این گونه مطالب بدون پشتوانه اسراف ورزیده است،از جمله مناسبت‏سوره‏«مسد»با سوره‏«توحید»که پس از آن واقع گردیده را در وزن‏و قافیه(حرف دال)گرفته،گوید:«سوره‏«مسد»به آیه فی جیدها حبل من مسد[15]  ختم‏مى‏شود و سوره‏«توحید»به آیه قل هو الله احد[16] آغاز مى‏گردد،که حرف آخر هر دوآیه"دال"است‏» [17] و از این گونه تکلفات که آدمى از شنیدن آن رنج مى‏برد.به گفته سید قطب:«قرآن آن اندازه شکوه‏مند و بزرگ قدر است و عظمت آن فراگیر،که‏نیازى به این گونه تکلفات بى‏رنگ و بى مایه ندارد».جاى شگفتى است که برخى ازمفسرین عالى قدر ما،این گونه گفته‏ها را پى گیرى کرده در کنار مطالب ارزش‏مند ووالاى تفسیر خود درج کرده‏اند.[18]  
لذا متذکر مى‏شویم،که هیچ تناسب معنوى میان سوره‏ها با یک دیگر وجودندارد و هرگز ترتیب موجود بین سوره‏ها توقیفى نیست،بلکه پس از رحلت پیامبرگرامى صلى الله علیه و آله بر دست صحابه،از روى برخى مناسبت‏هاى اعتبارى-مثلا بزرگى وکوچکى سوره‏هاو از این قبیل-انجام گرفته است،که شرح آن در فصل‏هاى قبلى آمد.

پی نوشت ها:
شحاته،اهداف کل سورة،ص 5-4.[1]
استاد دراز،المدخل الى دراسة القرآن الکریم،مقدمه.(همان ص 6-5). [2]
مدنى،المجتمع الاسلامی،ص 7-5. [3]
ابن معصوم،انوار الربیع،ج 1،ص 34. [4]
ابن اثیر،المثل السائر،ج 3،ص 98.[5]
ابن ابى الاصبع،بدیع القرآن،ص 343 و ص 353-346. [6]
انوار الربیع،ج 6،ص 325. [7]
ر.ک:جلال الدین سیوطى،معترک الاقران،ج 1،ص 79-75 و نیز کتاب‏«الاتقان‏»،ج 3،ص 319-316. البرهان زرکشى،ج 1،181 164. [8]
التمهید،ج 5،ص 304-290. [9]
تفسیر المیزان،ط تهران،ج 1،ص 14،و ط بیروت،ص 16. [10]
ر.ک:التمهید،ج 5،ص 251-248. [11]
فخر رازى،تفسیر کبیر،ج 7،ص 127. [12]
محمد تقى شریعتى،تفسیر نوین،ص 20-19. [13]
بقاعى،نظم الدرر،ج 1،ص 22 و ص 15. [14]
مسد 5:111. [15]
اخلاص:1:112. [16]
سیوطى،تناسق الدرر،ص 71،این رساله با نام‏«اسرار ترتیب القرآن‏»به تحقیق عبد القادر احمد عطا به چاپ‏رسیده است. [17]
هم چون مفسر گران قدر طبرسى عظیم،در تفسیر پر ارج و گران قیمت‏خود«مجمع البیان»‏. [18]

محمد هادى معرفت _علوم قرآنى ص405

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی